لمس ِ دست
حتما با رغبت است
و اکنون فاصله را فراموش می کنم
چگونه توبه کنم ؟
عشق در تقدیر ماست
و قلبم را به سه قلب تقسیم می کند:
قلبی که دوستت دارد،
قلبی که می سوزد،
قلبی که نگرانت است.
در آغوشم بگیر و برایم بترس
بگذار با تو بودن را احساس کنم
ارزش چشمانم را نمی دانم
مگر وقتی که با آنها تو را می بینم
قول بده که یک عمر کنارم می مانی
و قول بده که غربت جدایمان نکند
روح و چشمان و قلبم
برای دوست داشتن تو آفریده شده اند
اگر بر سر پیمانت نمی ماندی
روی شانه هایت نمی خفتم
میلی به حیات نداشتم و حتی به دنیا هم نمی آمدم
لمست ايد
بُرضى اكيد
وبنسى انك كنت بعيد
كيف بتوب
الهوى مکتوب
يقسم قلبى ثلاث قلوب
قلب يحبك، قلب يدوب،
قلب يغار عليك
خدنى بحضنك خاف عليا
حسسنى بوجودك فيا
ما بعرف قيمة عنيا
غير لما يشوفوك
وعدنى تبقى العمر بقربى
وعدنى ماتفرقنا غربة
انا روحى وعنيا و قلبى
خلقه تايُحبوك
اذا حدك مابقيت
على كتفك ماغفيت
يعنى انا ماعشت بعمرى وعالدنيا ماجيت
______________________________________________________________
پ.ن: جدای از بار معنایی این ترانه، انتخاب ساختار متفاوت و نحوه چینش قافیه هایش برایم بسیار جالب بود و امیدوارم مورد توجه دوستان عزیز قرار گیرد./کمارجی
fares eskandar fan club | Facebook









Comments
Wooowww
fvlبرمی گردم ! فعلا تو شوکم !
هم از نظر تنوع بافت و تکنیک و هم از نظر معنا همین ترانه های عربی - مخصوصا ادبیات لبنان و سوریه - هزار بار از ترانه های فارسی بهتره !