مدتی می شد که در پی نوشتن این سطرها بودم
مدتی بود که به این فکر می کردم که کجای کار می لنگد
تمام زحماتی که شما و دیگر دوستانمان در بنیاد ترانه بر دوش می کشید را ارج می نهم.
این روزها همه به دنبال این هستند که کجا می توانند ادبیاتشان را گرانتر بفروشند. ترانه سرایان ما به صدای خوب، به موزیک خوب و به کلام خوب فکر نمی کنند و حاضر می شوند تا تمام این ها را با ادبیات مالی ِ یک خواننده ی بی سواد معامله کنند.
حال اینکه عده ای در بنیاد ترانه جمع شده اند تا به کلام خوب فکر کنندجای خوشحالی بسیار است.
اما چند پیشنهاد دارم.
اول اینکه بزرگترین مشکل ما در ترانه متاسفانه، فقر سواد نقد است. ما در نقد ترانه بسیار فقیر هستیم و علت آن به نظر من این است که ترانه را شعر نمی دانیم و آنرا از شعر جدا می کنیم. به نظر من ترانه گونه ای از شعر است که به صورت مستقل توان ارائه و انتشار را داشته باشد که در این صورت می توان با نقد شعر به سراغ آن رفت.و ترانه آن چیزی نیست که بدون موزیک و صدای خواننده قابل خواندن نباشد. در مورد موسیقی هم نظرم همین است. موسیقی هم یک بخش مستقل است. و ما وقتی می توانیم از یک موزیک-ترانه ی خوب که با صدای خواننده شنیده می شود لذت ببریم که تمام این قسمت های مستقل، کار خود را به بهترین نحو انجام داده باشند و سپس با هم تلفیق شوند.
متاسفانه این مشکلات در بنیاد هست و من وقتی ترانه ها را می خوانم حس می کنم که مولف آن فقط خواسته است ترانه بنویسد و به اینکه چقدر دارد شعر می
نویسد یا نمی نویسد فکر نمی کند. و همانطور که گفتم خود ِ من به شخصه وقتی سراغ نقد ترانه می روم که در آن شعر اتفاق افتاده باشد، چون چیزی به نام نقد ترانه را نمی شناسم.
پیشنهادم در این باره این است که کارهای ارسالی به بنیاد بیشتر کارشناسی شوند و کارهایی منتشر شوند که صلاحیت انتشار را دارند.
به اسم مولف کارها توجه نشود! چون ادبیات جای هیچگونه از این تعارفات و رودربایستی ها نیست!
پیشنهاد بعدی:
به نظر من بنیاد ترانه یک بخش ترجمه کم دارد.
با ترجمه ترانه های مطرح و موفقی که در ادبیات جهان شکل می گیرد می شود کمک بسیاری به ترانه در بنیاد کرد.
البته باز هم تاکید می کنم که همه چیز در حد مطلوب. یعنی یک ترجمه ی خوب! و البته همه ی اینها وقتی اتفاق می افتد که یک نفر به عنوان سردبیر ریز و درشت این مطالب را زیر ذره بین بگیرد تا با یک انجمن تخصصی ترانه رو به و شویم. که البته این هم در گرو سواد و بینش تمام افراد است.
من به شخصه به آینده بنیاد امیدوارم و از انجام هرگونه کمکی هم دریغ نمی کنم. حرف ها و حدیث ها و پیشنهادات زیاد است اما به وقت دیگری برایت می نویسم.
میثاق بوالحسنی
7 / 11 / 88








Comments
با بررسی آثار قبل از درج موافقم و البته پیشنهادش رو هم داده بودم ...نه اینکه بخوام هنر دوستان رو زیر سوال ببرم ولی به قول شما باید اون شاعرانگی در ترانه اتفاق بیافته که تاثیر گذار باشه ! ... یا حداقل ترانه طوری نوشته شده باشه که متمایزش کنه ! حالا می خواد سوژه باشه ، قافیه یا وزن و ....
و بخصوص با این قسمت حرفتون بیشتر موافقم :
به اسم مولف کارها توجه نشود! چون ادبیات جای هیچگونه از این تعارفات و رودربایستی ها نیست!
در بخش ترجمه ترانه ها من می تونم کمک کنم ... فقط ترانه ای که باید ترجمه بشه رو در اختیارم بذارین ... چون انتخاب ترانه ای که مورد توجه اکثریت واقع بشه کار سختیه ...
شاد باشید و موفق
با پيشنهاداتتون موافقم و فكر مي كنم با بررسي آثار قبل از درج، شايد حتي بتوان انگيزه اي براي كار خوب و ورود به بنياد ترانه ايجاد كرد...
موفق باشيد
ياشار
چند جا از متن مشکل تایپی داره
1- ما در قد ترانه بسیار فقیر هستیم ..... "در نقد ترانه" صحیح است
2- علت آن به نظر من این است که ترانه را شعر می دانیم ............... "ترانه را شعر نمی دانیم" صحیح است
3- ه نظر من ترانه گونه ای از شعر است ................" به نظر من" صحیح است
4- و ما وقتیمی توانیم ......... "وقتی می توانیم" صحیح است
5- صدای خواننده شنیده می شود لذتببریم ............ "لذت ببریم" صحیح است
خانم ابری اصلا قرار نیست که هنر کسی زیر سوال برود و قرار بر این است که این هنر قبل از پرسیدن هر سوالی جواب گو باشد
به نظر من باید از شماره بعدی این بررسی اعمال شود تا هم سطح بنیاد بالا تر برود و هم به قول آقای هاشم زاده یک انگیزه ایجاد شود
در مورد ترجمه هم از شما ممنونم
شاد باشید
بخش ترجمه که به پیشنهاد شما اضافه شد.( اگه مدیر این بخش بشی، هر شب دعات می کنم !)
برای ترانه های ضعیف و لزوم کارشناسی اونها، ما منتظر افزایش مخاطبان هستیم تا ترانه ها رو در دو بخش ساده و برگزیده منتشر کنیم. در حال حاضر هنوز بازدید ها و مخاطب ها به سطح مطلوب نرسیدن.
موفق باشی