ترانه چیست؟
در اینکه ترانه یک شاخه ی اصیل هنری است شکی نیست ،اما تفاوت ترانه با سایر شاخه های هنری در این است که اولا هنوز تعریف دقیقی برای ترانه عنوان نشده است و دوما قواعد و اسالیب خاصی توسط ترانه سرایان بزرگ و مرجع برای ترانه ،به صورت جامع در نظر گرفته نشده است .
شاید دلیل این شکاف ،سایه ی سنگینی است که بر سر ترانه ی نوپا افتاده است :شعر !
شعر یکی از هنر های تعریف شده ،کهن و شناخته شده در سراسر دنیاست و در هر کجای این جهان ،شعر از یک قاعده ی کلی پیروی می کند :"وزن و قافیه".(البته به غیر از موج جدید شعر که در ایران با نام شعر نیمایی ،سپید،موج نو و … شناخته می شود که اصولا اینگونه اشعار دارای تعاریف جدید هستند و در حوزه ی ترانه نمی گنجند)
ترانه با شعر تفاوت های زیادی دارد و شاید بتوان یکی از اندک وجوه مشترک این دو پدیده را "وزن و قافیه" دانست.
ترانه شعری است که قابلیت موسیقایی شدن داشته باشد. این عامیانه ترین تعریف ترانه است. اما یک شعر برای ترانه شدن از چه فیلتر هایی باید عبور کند؟ محدودیت های یک اثر برای ترانه شدن و چیست؟ قابلیت های یک ترانه چیست و چه برتری هایی نسبت به شعر دارد؟ و اینها همه سوالاتی هستند که پاسخ آنها را باید در ساختار ترانه جستجو کرد.
همانطور که گفتیم ترانه نوعی شعر است اما بسیار متفاوت از شعر است. چون مخاطب ترانه اصولا قشر خاصی از جامعه نیست .(در حوزه ی پاپ)
در اینجا شاعر باید سعی کند بسیار منعطف باشد و لازمه ی این کار آشنایی با ادبیات یک زبان خاص (مثل ادبیات فارسی) است .
در ادامه به ساختار های اصلی ترانه و ارتباط آن با ادبیات اشاره ای کوتاه داریم.
ساختار اصلی ترانه
استخوان بندی
ترانه همانند سایر آثار ادبی دارای یک اساس و به اصطلاح "استخوان بندی" است که هر ترانه سرایی می بایست قبل از سرایش یک اثر ،این اساس را پی ریزی کند.
استخوان بندی یک ترانه شامل چندین بخش می شود که این بخش ها در جایی به هم وابسته اند یا اصولا مستقل از هم هستند :
1): وزن مناسب
انتخاب وزن مناسب برای چینش کلمات و قوافی و همچنین لحن بیان ترانه (ملودی) جهت انتقال احساس ترانه سرا امری ضروری است.
این انتخاب حاصل نمی شود مگر با تمرین و تکرار شاعر و مطالعه ی زیاد در آثار شعرای معاصر .
از آنجا که وزن عامل اصلی تعیین کننده ی ملودی ترانه است ،تبحر ترانه سرا در انتخاب وزن اثرات موثری بر آثارش دارد .
2): طرح اصلی (موضوع ترانه)
هر ترانه سرا می بایست در ابتدا موضوع ترانه را مشخص کند تا وزن ها و قافیه ها و در مواردی خاص ،ملودی ها بر اساس آن تنظیم شوند.
اصلی ترین تقسیم بندی طرح اصلی عبارست از:
- عشق
- اجتماع
- تلفیقی از هر دو
که از آنها به عنوان ترانه های اجتماعی و یا رمانتیک یاد می شود. خود این موضوعات هم به بخش های دیگری نظیر فراق ،غربت ،محبت ،دشمنی ،عدالت خواهی ،مبارزه با ظلم و ستم و ... تقسیم می شود .
دقیقا مانند طبقه بندی آثار ادبی مثل شعر که به موضوعات غنایی ،تعلیمی و ... تقسیم می شود .
پس در اینجا نیز شاعر می بایست تسلط مورد قبولی بر این نوع نگاه به ادبیات داشته باشد.
3): شخص (طرز بیان)
که منظور از آن طرز بیان موضوع ترانه است و به دو شکل اول شخص و سوم شخص در ترانه جریان دارد و در مواردی تلفیقی از این دو (مانند ترانه ی درخت(1) و یا برج(2)) .
4): زبان سرایش
یکی از قابلیت های ترانه و وجه تمایز آن با شعر "زبان سرایش" است.
شاعر در اینجا حق انتخاب دارد که از "زبان محاوره" استفاده کند یا از "زبان معیار" .
این موضوع که چه زبانی استفاده شود کاملا به عهده ی ترانه سرا و تبحر او در این انتخاب است .مهمترین عامل تعیین کننده ی زبان سرایش ،"موضوع ترانه" است.
مواردی که در سطور اخیر به آنها اشاره گردید موضوعات مرتبط با استخوان بندی ترانه بودند حال به بررسی سایر ساختار های ترانه می پردازیم :
فضاسازی
در یک تعریف ساده ،فضاسازی عبارتست از "شرح صحنه ها و چگونگی هرآنچه در خلال یک داستان رخ می دهد" که منظور از این کار انتقال هر چه بهتر احساس نویسنده به مخاطب است.
مهم ترین ویژگی ترانه فضا سازی در آن است.
با نگاهی به آثار شعری احمد شاملو ،مهدی اخوان ثالث و همچنین آثار منثور بزرگانی چون صادق هدایت ،جلال آل احمد و دیگر بزرگان عرصه ی نظم و نثر هم عصر با ترانه ی نوین و حتی ما قبل آن در می یابیم که "فضاسازی" بیشترین سهم را در موفقیت و تاثیرگذاری این آثار ،داراست.
هدف ترانه هم انتقال یک پیام و یا روایت یک داستان است که از این رو می توان ترانه را به منزله ی پلی دانست که دو عرصه متفاوت شعر و آثار منثور را به هم پیوند می زند .به نمونه های زیر توجه کنید :
با این که دارن سیاهپوشا ،از توی شط کوچه ها جمع میکنن ستاره های پرپرو
با ایـنـکـه دارن عـزادارا ،از زیـر آوار و جـنـون ،در میارن کفترای خاکــسترو (3)
چه تصویر غریبی ،همه بی سر مگه نه؟
یکی شــده با زمــین بـال کفتــر مگه نه؟ (4)
کوچه تا کوچه هراس . خونه تا خونـه عزا .
دل به دل نفرین و . لب به لب نعـش دعا (5)
...
ریتم و ملودی
مراحل قبلی که به اختصار به آنها اشاره ای شد ،همگی اجزای تشکیل دهنده ی یک ترانه قبل از ورود به مرحله ی آهنگ سازی است .در واقع ترانه وقتی نام واقعی خود را بر دوش می کشد که لباس موسیقی بر تن کند .در این راه ریتم و ملودی اولین گام ها را برمی دارند .
در واقع موضوع ترانه تعیین کننده ی بخش اعظم یک ترانه از جمله ریتم و ملودی آن است.
یک ترانه اصولا می تواند به دو طریق سروده شود :
روش اول اینکه ترانه به صورت شعر و تنها بر پایه ی آهنگ مبتنی بر وزنش سروده می شود و ملودی پس از سرایش توسط شخصی که دانش موسیقی می داند ،مشخص می شود .به عبارتی دیگر اول ترانه سروده می شود و سپس ملودی مشخص می شود .در این نوع سرایش ترانه سرا هیچ نقشی در کار ملودی ندارد .
در روش دوم ترانه سرا و یا Composer ،ابتدا ملودی ترانه را با توجه به موضوع مشخص می کند و سپس ترانه سرا اقدام به سرایش می کند .
اما در صورتی که شاعر ،ملودی خاصی را مد نظر قرار می دهد ،می تواند یک ترانه فوق العاده خلق کند چراکه وی می تواند احساس خود را در غالب ملودی و ریتمی که خود وی برای آن مشخص نموده ،به شکل بهتری به مخاطب القا کند .اما لازمه ی این کار ،داشتن دانش این کار است و ترانه سرا می بایست در این راه روش نت خوانی و شناخت گامها و ریتم ها را بیاموزد و نیازمند گذراندن دوره های مقدماتی موسیقی است .
البته تقسیم بندی فوق را نباید با تقسیم بندی ترانه های "مبتی بر ریتم" و "مبتنی بر ملودی" اشتباه گرفت ،زیرا این نوع تقسیم بندی تاکید بر اولویت انتخاب ریتم ویا ملودی را دارد و کاملا با موضوع این بحث بی ارتباط است .
تجربه
شکی نیست که عامل اصلی درخشش یک ترانه ،تجربه ای است که در پس آن است .
- جامعه شناسی دقیق یک ترانه سرا میتوند یک ترانه ی اجتماعی بدیع خلق کند .
- یک ترانه سرا می تواند با تسلط بر ادبیات مرز و بومش واژه های تازه تولید کند.
- طبیعت شناسی یک ترانه سرا می تواند در یک اثر ،تضاد ها ،تشبیهات و استعارات ناب تولید نماید و این مقدمه ای است که در مقالات بعدی بیشتر به آن پرداخته می شود .
___________________
پانویس ها:
1) ترانه ی "درخت" از آلبوم شب نیلوفری ابی
2) ترانه ی "برج" از آلبوم کوه یخ ابی
3) ترانه ی "سیاه پوشا" از آلبوم شب نیلوفری ابی
4) ترانه ی "شبتاب" از آلبوم معجزه ی خاموش داریوش
5) ترانه ی "ساعت شوم" از آلبوم معجزه ی خاموش داریوش









Comments