سالهاست که مطبوعات ما در تمامی موارد وارد عرصه شده اند ... برخی جوانمردانه و برخی ناجوانمردانه!
عده ای از آدم ها وقتی که رسانه ای را در دست می گیرند ... خود، گذشته خود و آثار خود را از یاد می برند.به نظر من اصلا صحیح نیست که یک مجله که در اصل متعلق به مردم است تبدیل به دکان و بستری برای هندوانه به یکدیگر قرض دادن شود !
یک روز سردبیری به دروغ می گوید : ترانه ام را فلان خواننده لس انجلسی به ناحق خوانده و من راضی نیستم و در اصل این خواننده را قبول ندارم. چرا دروغ ؟ از این حرف مشخص می شود که ایشان به میل خود ترانه را واگذار کرده و برای اینکه از گزند دوستان ارشادی مصون باشد ... این حرف ها را می زند.
برایم همیشه شجاعت یغما گلرویی قابل توجه بوده است که اگر ترانه ای به هنرمند بزرگوار، سیاوش قمیشی واگذار می کند، با صداقت می گوید : من این کار را کرده ام . این اخلاق که کم هم پیدا میشود قابل ستایش است.
یا می آیند برای خود طرفدار خیالی جمع میکنند ... با اینکه این ترانه سرا و خواننده هنوز کاری از خود منتشر نکرده است!
بدون هیچ ملاکی یکی از صاحبان مجله ... برترین شاعر سال شناخته می شود! جالب اینجاست که نظر سنجی هایشان کاملا غیر منطقی و ناعادلانه است.
یکی از اعضای تیم مجله خود را برترین تنظیم کننده سال معرفی می کند و با"تعجب"، از آلبوم های ضعیف، تعریف و تمجید می کند.مثلا می گویند :... فلانی، به راستی که گل کاشتی!
از نظر من دیگر مردم خواب نیستند و وقت آن رسیده که با مردم رو راست باشیم و هر کس در تخصص خود به میدان بیاید.کسی که حتی اشعارش قابل توجه نیست چگونه می تواند نقدی بر یک فیلم سینمایی بنویسد؟
آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید









Comments