حالا میخوام از یه رسیدن بگم - رسیدنی که خیلی سختُ سادس!
برای این که منُ تو ما بشیم - مسیر عاشقی مون از یه جادس
جاده همیشه با مسافراشه - تموم قصه های عشقُ دیده
میدونه بین ما کی عاشق تره - جاده خودش تا ته خط رسیده!
اگر که ما عاشق هم نباشیم - ترانه هامونم همیشه تنهاس
دیگه مث برگای زرد پاییز - کوچه ی قلبامون پر از ردّ پاس
حسّه زمینی بودن آسون تره - وقتی که عطر بودن تو اینجاس
تو آسمونی هستیُ میدونم - که بین ما فاصله ها تا کجاس!
مسیر عاشقی مون از یه جادس - آخر این جاده رو ما ندیدیم
بیا خطر کنیمُ با هم بریم - یه روز می بینی که به هم رسیدم!
مهر88







Comments
کار زیبا و دلنشینی بود
یه نگاه تازه به عشق بود.
مرسی.
ترانه هامونم همیشه تنهاس" اینجا "ترانه هامونم" جمع ِ و "تنهاس" فرد.تنهان درست تر بود که البته نیاز به تغییر قافیه مصرع بعد داره اینجوری.و قسمت دوم مصرع دوم بیت آخرتون :یه روز میبینی معنی خوبی رو به مخاطب القا نمیکنه معمولا "یه روز میبینی" در جاهایی استفاده میشه که طرف بخواد از تثبیت واقعه ای در آینده خبر بده به شخصی که به هیچ عنوان مایل به اون اتفاق نیست .جسارت منو ببخشید.همیشه موفق و موید باشید.
زیباترین قسمت ترانه تون به نظرم اینجاست :
جاده همیشه با مسافراشه - تموم قصه های عشقُ دیده
میدونه بین ما کی عاشق تره - جاده خودش تا ته خط رسیده!
و اینکه به نظرم ی تونستید با کمی ویرایش ترانه رو قوی تر نویسید . مثلا اینجا :
اگر که ما عاشق هم نباشیم - ترانه هامونم همیشه تنهاس
دیگه مث برگای زرد پاییز - کوچه ی قلبامون پر از ردّ پاس
به نظرم دو مصرع به هم ارتباط ندارن ... و شما کوچه قلب رو به برگای پائیز تشبیه کردین ! که عجیبه !
یا اینکه خواستین رد پاهای رو برگ ها رو در کوچه قلب به تصویر بکشین ... که این با تنها بودن تناقض داره !
شاد باشید و موفق
افسانه ای خموش در آغوش صد فریب
گرد فریب خورده ای از عشوه نسیم
خشمی که خفته در پس هر درد خنده ای
رازی نهفته در دل شب های جنگلی
.
من چیستم ؟
فریادهای خشم به زنجیر بسته ای …
بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون
زهری چکیده از بن دندان صد امید
دشنام پست قحبه ی بدکار روزگار
.
من چیستم ؟
بر جا ز کاروان سبک بار آرزو
خاکستری به راه
گم کرده مرغ دربه دری راه آشیان
اندر شب سیاه
.
من چیستم ؟
یک لکه ای زننگ به دامان زندگی
و زننگ زندگانی آلوده دامنی
یک ضحبه ی شکسته به حلقوم بی کسی
راز نگفته ای و سرود نخوانده ای
.
من چیستم ؟
لبخند پر ملامت پاییزی غروب
در جستجوی شب
یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات
گمنام و بی نشان
در آرزوی سرزدن آفتاب مرگ
دکتر علی شریعتی
ترانه ت مثل هميشه زيبا و خوندني بود
" جاده همیشه با مسافراشه - تموم قصه های عشقُ دیده
میدونه بین ما کی عاشق تره - جاده خودش تا ته خط رسیده!"
واقعا جالب گفتي
حرفي نيست
يا حق