صدایِ زنگِ ساعتو ... شروعِ بی وقفه ی کار
خنده ی تعریف شده ی ... یه چهره تا وقتِ ناهار
شارژ دوباره ای واسه ، گذشتن از خطِ غروب
برنامه ی منظـمِ ، یه روزِ تکراری و خوب !
حرفی ندارم واسه عشق ، حسی نمونده واسه غم !
من گم شدم توُ زندگی ، توُ این همه زیاد و کم !
به کی شکایت می شه کرد ، وقتی همه مثلِ منن ؟
اینجا فقط برنامه ها !! جای دلا حرف می زنن !
بی اختیار و بی صدا ! خودم رو حاشا می کنم
بی واکنش به خواهشم ، شبو تماشا می کنم
بازیگـری آهنی ام ! منتظرِ گفتنِ کات !
توُ آینه می گم به خودم : شبت بخیر ... آدم رُبات !
27/11/88








Comments
کلا سبک شعراتو دوست دارم ماندانا جان
به دل میشینه
موفق تر باشی
سرشار از ایده ها و قافیه های نو وبدیع...................... مثل همیشه
لطفا نظرات خود را ار ترانه ی کودک غم از سروده های من دریغ نکنید
لذت بردم از تعابیر زیبا و تصویر سازی زیباترتون
کاش اسمشو میذاشتین آدم ربات که با متنم هماهنگی بیشتری داره
پاینده و پر ترانه باشید
خسته نباشيد...
كار بسيار خوبي بود و روزمرگي را به خوبي به تصوير كشيده بود...
موفق باشيد
مثل هميشه خوندني بوديد
در حدي نيستم كه نظرمو درباره ترانه تون بگم جز اينكه بگم عالي بود
دوست دارم نظرتونو در مورد ترانه هاي ما كه مبتدي هستيم بدونيم
منتظرم
تو همين اپديت ترانه اي از من هست
من این ماه تصمیم گرفتم تو نقد کارا با همه بی تعارف باشم
پس بی تعارف می گم معرکه بود
این بند ها رو دقیقا حس کردم
حرفی ندارم واسه عشق ، حسی نمونده واسه غم !
من گم شدم توُ زندگی ، توُ این همه زیاد و کم !
به کی شکایت می شه کرد ، وقتی همه مثلِ منن ؟
اینجا فقط برنامه ها !! جای دلا حرف می زنن !
با توجه به اینکه کار فی البداهه است بی عیب و نقصه
تبریک می گم
بسیار ترانه ی خوبیه. خیلی تازه و خیلی خوب همه چیز در کنار هم قرار گرفتن.
قافیه ها کاملا جدیدن و در کل از خوندن این ترانه "فقط لذت میشه برد"
موفق باشی
ازنظر شما هم ممنون
عالی بود لذت بردم
خیلی دوست دارم بدونم امثال شما که انقدر ادعای ترانه سرایی دارین و همچنین چیزایی می گین-منظور این کاری که گذاشتیه- چه جوری انقدر با پر رویی میاین ترانه هی خوب و زیبای دیگرون رو زیر سوال می برین! منظورم شخص شما و بقیه ی دوستاتونه که مثل شما کار می کنن!
خدایی این کارت چی داره؟ نه حس، نه تصویر! فقط بلدی تز بدی-امثال تو ودوستات- آخه به چه تمیدی ترانه میگی؟
البته اگه اسم این چیزا رو بذاریم ترانه
1- کاش جرات نوشتن نامتون رو داشتید !! این یعنی می دونید نوشته تون مشکل داره !! و نمی خواهید شناخته بشین ، اولین پله نقد اینه که به چیزی که می گی معتقد باشی !!!
2- " با پر روئی " شو خوب گفتین! نمی تونم به خاطر خوش آمد دیگران خودسانسوری کنم !!! مفهوم شد ؟! می نویسم ! و با نام و فامیل کامیل هم می نویسم !
3- این کامنت شما هیچ تاثیری در کار من و دوستام نداره و باعث نمی شه مثل خیلیها بریم و فقط بنویسیم : به به ... لذت بردم !
4- من فقط در جاهائی نظرم رو نوشته ام که ازم درخواست شده برم و کار رو نقد کنم !! هیچ وقت بدون اجازه ... ننوشته ام .
5- اینکه شما منظور کار رو نمی فهمید !! مشکل خودتونه !! و این هم به خاطر اینه که کارهای پیش پا افتاده و تکراری رو ترانه می دونید !
6- ترانه نوشتن امید نمی خواد !! احساس می خواد ! ... و تسلط به قواعد !! و محض اطلاعتون با امید بیشتری بعد از خوندن کامنتتون این کار رو ادامه می دم !! چون وجود اعتراض و دشمن ! یعنی توجه به کاری که انجام می دیم ! و بی پایه بودن این اعتراض ! یعنی درست بودن مسیری که حرکت می کنیم !!
موفق باشید !!
من کاری به دعواهای اینجا ندارم.اما خانوم ابری کار شما شکایت از الینه شدن انسان امروزه که منو یاد آثاری مثل عصر جدید چارلی چاپلین یا کاری از فرهاد مهراد (میبینم صورتمو تو آینه با لبی خسته می پرسم از خودم..........)میندازه.اما بعضی جاها احساس می کنم خودتونو بعضی جاها اسیر قافیه کردین.اما در کل زیبا بود
كار خوبي بود ... از كلمات زيبا و قوي استفاده كرديد و جا داره بگم كه واقعا استفاده از كلمات خيلي خوب و قوي بود ...
ولي در كل بايد بگم كه وزن و قافيه و قاعده وزن رو قرباني كرده ...
من با اين شعر هيچ احساسي درونم رشد نكرد ... يعني يه جورايي بايد بگم در اين شعر از دو چيز حيرت كردم ...
1. حيرت اولم از استفاده از كلمات خوب و قوي ...
2 . حيرت دومم در اين بود كه در قبال كلمات قوي هيچ حس و حالي نداشت ...
البته من كسي نيستم كه نظر بدم ولي خوب شايد اين يك نقد سازنده باشه ... ديگه بايد ببخشيد
من ترانه اي فعلا ندارم ولي خوب فرستادم براي مديريت انشالله وقتي منشر شد همگي نظر بديد كه با جون و دل ميپذيرم
مرسي
حسين كياني
واقعا ممنون از لطفتون و نکته هائی که اشاره کردین
وزن کار به نظرم هیچ مشکلی نداره
در مورد احساس شعر ! هرچند نظر من برعکس نظر شماست و خوب برداشتم از کامنت های دوستان هم همین بوده ، حتی اگر حرف شما صحیح باشه !
باز هم مایه خوشحالی منه ! چون قرارنیست یه آدم ربات آهنی و برنامه ریزی شده ، احساسی رو منتقل کنه ! و خوب این حرف شما استفاده من از کلمات مناسب رو تائید می کنه .
به جمع بنیاد ترانه خوش امدین و منتظر خوندن ترانه تون در بنیاد هستم .
كار خوبي بود ... از كلمات زيبا و قوي استفاده كرديد و جا داره بگم كه واقعا استفاده از كلمات خيلي خوب و قوي بود ...
ولي در كل بايد بگم كه وزن و قافيه و قاعده وزن احساس رو قرباني كرده ...
من با اين شعر هيچ احساسي درونم رشد نكرد ... يعني يه جورايي بايد بگم در اين شعر از دو چيز حيرت كردم ...
1. حيرت اولم از استفاده از كلمات خوب و قوي ...
2 . حيرت دومم در اين بود كه در قبال كلمات قوي هيچ حس و حالي نداشت ...
البته من كسي نيستم كه نظر بدم ولي خوب شايد اين يك نقد سازنده باشه ... ديگه بايد ببخشيد
من ترانه اي فعلا ندارم ولي خوب فرستادم براي مديريت انشالله وقتي منشر شد همگي نظر بديد كه با جون و دل ميپذيرم
مرسي
حسين كياني
وای چقدر این کارو دوس داشتم
بهتون تبریک میگم!
اين كارتون رو هم پسنديدم
دايره لغات و واژگانتون امروزي و وسيعه
مفهوم روزمزگي رو تداعي كردين ....