زندگی یه مرواریده تو دهان صدف مرگ
زندگی خراش باده روی پوست تازه برگ
بچگی مثل یه بارون ، ناب و تند و سبز و ساده
بارش اشک جوونی روی قلبی بی اراده
زبان ساکت پیری پای سفره شکایت
تو عمق نگاه شادی ، غصه های بینهایت
آدما دلتنگ و تنها
زندگی ، تاریک و روشن
حسرت من ، عادت تو
حسرت تو ، عادت من
از ستاره های آزاد ، از سپیده های پیروز
تا رسیدن به شکست روزهای سرد و بی روز
از شب بلند غصه تا لب خنده کوتاه
هیچ کسی حرفی نداره جز دو حرف نارس آه
زندگی یعنی یه جاده ، ما مسافر غروبیم
کوله بارمون گل عشق اما ما از جنس چوبیم
آدما دلتنگ و تنها
زندگی تاریک و روشن
زندگی یه کوره راه و
آدما مثل یه رهزن ..








Comments
"مثل این بیت زبان ساکت پیری پای سفره شکایت
تو عمق نگاه شادی ، غصه های بینهایت"
یا این مصرع "تا رسیدن به شکست روزهای سرد و بی روز"
در این بیت هم کلمه ی دهات با لحن عامیانه ی شعر همخوانی ندارد"زندگی یه مرواریده تو دهان صدف مرگ"
درباره شعر کودک غم از سروده های من هم نظر بدهید
موفق باشید
سلام
یه مقدار اشفتگی زبانی داری: دهان/زبان
قافیه کردن غروب و چوب هم زیاد جالب نیست.
خانم تحریری درباره سکته های وزنی گفتن که منم تصدیقش می کنم
در کل یه ویرایش کوچک بشه بهتر میشه
موفق باشی
من هم با دوستان موافقم ... به ویرایش نیاز هست ... و البته توصیه به خودم و همه : مطالعه آثار خوب معاصر
شاد باشید و موفق
منم تو وزنهايي كه دوستان گفتند مشكل دارم
به ترانه من هم يه سر بزنيد .......ممنون
از همه ممنون
البته من خودم هم اینا رو قبول دارم و متوجه شده بودم
منتهی چون این کار جز اولین کارهای منه خواستم همون جور دست نخورده ! باشه
از اینکه اینقدر دقت می کنین ممنونم
ماه دیگه کار بهتری میذارم
فکر می کنم برای این ترانه ها یه موضوع تعیین بشه بهتره برای هر ماه
اونوقت سر ماه چند ترانه با یه موضوع داریم که خوندنش لذت بخشه
البته این فقط نظره